بسیاری از مدیران و کارفرمایان بر این باورند که به وجود آوردن مقداری استرس و اضطراب در کارمندان، می‌تواند وسیله‌ی بسیار مناسبی برای ایجاد انگیزه در آن‌ها باشد. اگر شما هم بر این باور هستید، توجه به چند آمار خالی از لطف نیست. مؤسسه‌ی استرس آمریکا آمار جالبی را در زمینه‌‍‌ی سلامت روانی ناشی از وارد آمدن استرس به کارمندان منتشر نموده است: تحقیقی سه ساله بر روی یک شرکت بزرگ نشان داده است که ۶۰ درصد از مرخصی‌های استعلاجی، غیر واقعی و برای فرار از استرس کاری است. به زبانی دیگر، روزانه یک میلیون کارمند به دلیل استرس کاری غیبت می‌کنند. به گزارش وب سایت رایک (wrike)، در حدود ۹۵ درصد از کارمندان در سال ۲۰۱۹، استرس ناشی از محل کار را تجربه کرده‌اند و بر اساس یک نظر سنجی انجام شده توسط این وبسایت، مشخص شد که علت اصلی استرس ۱۰ درصد از کارمندان در محل کار، ناشی از رفتار رئسای آن‌ها است. در نهایت، استرس بوجود آمده از محل کار هزینه‌ای بالغ بر ۱/۹ بیلیون دلار را، به جهت جبران خسارات وارد شده به سلامت کارمندان، در پی داشته است.

در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت که استرس چه تأثیراتی بر کارمندان می‌گذارد، علل اصلی بوجود آمدن استرس کدامند و چگونه می‌توان این اثر روانی را کنترل نمود؟

تأثیر استرس بر عملکرد و دقت کارمندان

 

نمودار ۱. مدل Kompier and Marcelissen, 1990 در رابطه با عوامل استرس زا و نتایج آن

 

نظرات و عقاید مختلفی درباره‌ی تأثیر استرس بر عملکرد و دقت کارمندان در حین انجام کار وجود دارد. همانطور که در نمودار ۱ نیز نمایش داده شده است، علاوه بر رفتارهای ناهنجارانه در محیط کار، مشکلات سلامتی عدیده‌ای هم برای افراد بوجود می‌آید. اما پیش از آن، باید به این نکته اشاره کرد که میزان مشخصی از استرس (که برای هر شخص متفاوت است) می‌تواند باعث افزایش انگیزه و در نتیجه افزایش عملکرد و دقت در کارکنان شود. اما توجه به این موضوع الزامی است که وارد شدن استرس، بیش از آن میزان مشخص، نتیجه‌ی معکوس بر عملکرد آن کارکنان خواهد داشت.

از آنجایی که اندازه‌گیری استرس به صورت دقیق، به راحتی در محل انجام کار قابل انجام نیست، این روش از افزایش انگیزه، ریسک فراوانی دارد. زیرا همانطور که گفته شد ممکن است نتیجه‌ی معکوس در پی داشته باشد. برخی از محققان، مانند فلین، اُکانر و کرایشتون (Flin, O’Connor, Crichton)، معتقدند که اعمال استرس بر روی کارمندان، در بلند مدت تأثیرات منفی و مخربی را بر عملکرد و دقت در انجام کار کارمندان می‌گذارد. همچنین، در تحقیقات متعدد دیگری (Kivimaki et al (2003); Miche (2002); Spurgeon, Harrington, Cooper (1997);Vahtera, Pentti, Kivimaki (2004); Van den Berg et al. (2009) ثابت شده است که اگرچه می‌توان به صورت کوتاه مدت و گذرا، از استرس به عنوان محرک انگیزه و عملکرد استفاده نمود، اما در بلند مدت، ضررهای ناشی از این مسئله خود را به صورت عدم رغبت به حضور در محل کار و کاهش انگیزه، رضایت، تعهد و در نهایت خروج از سازمان نشان  می‌دهد.

علل بوجود آمدن استرس در محیط کار

در متون علمی، به عوامل بوجود آورنده‎ی استرس در محیط کار، خطرات روانی-اجتماعی می‌گویند. در نمودار ۱، عوامل استرس زا به دو دسته‌ی عوامل کاری و عوامل شخصیتی تقسیم می‌شود. سازمان بین المللی نیروی کار نیز، عوامل استرس زا در محیط کار را به دو دسته تقسیم می‌کند، محتوای کار و زمینه‎ی کار. محتوای کار بر وظایفی به یک شخص محول می‎شود دلالت دارد و زمینه‎ی کاری به شرایط و عوامل موجود در محیط کار که بر سلامت روانی یک کارمند مؤثر هستند گفته می‎شود. این عوامل در صورت وجود شرایط زیر باعث بروز استرس در کارمندان می‎شوند (Cox et al, 2000):

دسته‌بندی‌ها عواملی که باعث ایجاد خطر می‌شوند
محتوای کار
محیط و تجهیزات کاری مشکلاتی که مربوط به قابلیت اطمینان، در دسترس بودن، تناسب و نگه داری از تجهیزات و امکانات می‎شود.
طراحی وظایف فقدان تنوع، چرخه‎ی وظایف کوتاه، کار بی‎ارزش، بی توجهی به وظایف و وفور عدم قطعیت
حجم و سرعت کار بالا بودن حجم کار خارج از قاعده، فقدان کنترل بر سرعت انجام کار، فشار زمانی شدید
برنامه‌ی کاری شیفت‎های کاری، برنامه‌ی کاری غیر منعطف، ساعات غیر قابل پیشبینی، ساعات طولانی و یا به دور از اجتماع
زمینه‌ی کاری
کارکرد و فرهنگ سازمانی ارتباطات ضعیف، سطح پایین حمایت در جهت حل مسئله و گسترش فردی، ضعف در تعریف اهداف سازمانی
نقش در سازمان ابهام و تضاد در نقش‎ها، مسئولیت برای افراد
گسترش مسیر شغلی رخوت و عدم قطعیت در مسیر شغلی، عدم تناسب در ترفیع، ضعف در پرداخت، عدم امنیت شغلی، کمبود ارزش اجتماعی کار
آژادی در تصمیم گیری کمبود مشارکت در فرآیند تصمیم گیری، فقدان کنترل بر روی وظایف
روابط درون سازمانی انزوای اجتماعی و فیزیکی، ارتباطات ضعیف با افراد بالاسری، تضادهای فردی، کمبود حمایت‎های اجتماعی
تقابل خانه و محل کار (خانه به زندگی و روابط شخصی خارج از کار اطلاق می‎شود) تضاد نیازهای کار و خانه، فقدان حمایت در خانه

عواملی که در محیط کار باعث بوجود آمدن استرس می‎شوند بسیار گسترده می‎باشند. همچنین سازمان می‎بایست برای پیشگیری و یا حل این مسائل، هزینه و زمان بسیاری را صرف نماید تا بتواند از بوجود آمدن استرس جلوگیری کند و مانع کاهش عملکرد کارمندان خود گردد. اما آیا راه حلی وجود دارد که بتوان با صرف انرژی کمتر، از این خطرات روانی-اجتماعی اجتناب کرد؟

صورت مسئله را پاک کنید!

فرض کنید تعدادی از کارمندان شرکت شما به دلیل مواجهه با خطرات روانی-اجتماعی، دچار استرس در محل کار شده‌اند و بازده آن‌ها به شدت کاهش یافته است. همچنین به دلیل شرایط نامناسب مالی و یا نیاز به گسترش و یا تغییر در کسب و کار، شرایط رسیدگی به این مشکلات کارمندان، به صرفه و یا قابل انجام نیست. با خارج کردن این افراد از محل کار و صدور مجوز به جهت دورکاری برای این افراد، می‌توانید معدودی از تحدیدهای زمینه‌ی کاری را از بین ببرید. مثلا، مشکلات تقابل خانه و محل کار و روابط درون سازمانی مرتفع می‌شوند. همچین، اگر برای سازمان امکانپذیر باشد، با تفویض اختیارات بیشتر به کارکنان، امکان از بین بردن خطرات اجتماعی-روانی بیشتری فراهم می‌گردد. اما با تمام این اوصاف، رسیدگی به عواملی همانند گسترش مسیر شغلی و تمام موارد مرتبط با محتوای کاری، نیازمند به برنامه ریزی و صرف هزینه‌های فراوان می‌باشد.

دو راه حل فرضی اول، یعنی دورکاری و تفویض اختیار به کارکنان، را در نظر بگیرید. این دو مورد، مستقیما با استفاده از نیروی کار اقتصاد مدرن قابل حل است. نیروی کاری که به صورت دورکاری، پروژه‌های مختلف را به انجام می‌رسانند و خلاقیت از مزیت‌های رقابتی آن‌ها به حساب می‌آید. به این آزادکاران فریلنسر، و به اقتصادی که این دسته از افراد در آن مشغول هستند گیگ اکونومی می‌گویند.

هر کسب و کار و شرکتی می‌تواند با دسته بندی وظایف روتین خود به تعدادی پروژه و سپردن آن‌ها به فریلنسرها، نگرانی خود از بابت استرس بوجود آمده درصورت وجود مشکلات محتوا و زمینه‎‌ی کاری را برطرف نماید و توجه خود را بر روی کارمندان کلیدی خود که بر روی هسته‌ی اصلی کسب و کار تمرکز دارند معطوف نماید و از مزایای کارمندان مستقل و فریلنسرها بهره ببرد. مزایای مختلفی همانند از بین بردن هزینه‌های استخدام و آموزش، افزایش خلاقیت و چابکی و داشتن تعهد در صورت برونسپاری به فریلنسرها.

در کل می‌توان گفت که فریلنسرها از تمامی خطرات روانی-اجتماعی مسون هستند؛ کارها را خودشان انتخاب می‌کنند و هیچ اجباری برای قبول کردن یک پروژه وجود ندارد، دستمزد را خودشان تعیین می‌کنند، خود آن‌ها برای پیشرفت مسیر کاریشان اقدام می‌کنند، مبحثی در قالب رئیس و مرئوس وجود ندارد، برنامه‌ی زمانی آن‌ها وابسته به خودشان است و به طور کلی، در انتخاب زمینه‌های کاری آزادی کامل دارند و پیشرفت آن‌ها تماما به خودشان بستگی دارد.

کلام آخر

تکنولوژی هر روز بیشتر از دیروز در زندگی روزمره‌ی همه‌ی افراد وارد می‌شود. حال وقت آن رسیده است که این پدیده وارد نحوه‌ی کار کردن ما نیز بشود و مانند سایر تکنولوژی‌‎ها، زندگی ما را راحت‌تر، دقیق‌تر و به صرفه تر نماید. فریلنسینگ، نتیجه‌ی ورود تکنولوژی به نحوه‌ی کار کردن افراد است و سعی می‌کند، با حذف هزینه‌های استخدام و آموزش، وظایف روتین شرکت‌ها را به صرفه تر و کم دردسر تر به انجام برساند.

دیدگاهتان را بنویسید