در  اکثر قریب به اتفاق تعاریف مدیریتی، منابع انسانی به عنوان مهمترین سرمایه‌ی هر شرکت برشمرده می‌شود. از همین رو، رسیدگی به آن‌ها از اولویت‌های هر شرکت و سازمان به حساب می‌آید که البته با صرف هزینه و زمان بسیاری همراه است. اما به نظر می‌آید همچنان کارمندان، به منوال چند دهه‌ی اخیر، هر روز صبح، در محل کار خود حاضر و به انجام وظایف تکراری و روزمره مشغول می‌شوند. در عصری که همه چیز با تکنولوژی آمیخته شده است، به نظر می‌رسد که شرایط فراهم است تا نحوه ی کار کردن افراد نیز با تکنولوژی همگام شود و همانند بسیاری دیگر از پدیده‌های مؤثر بر زندگیمان، هوشمند گردد.

همه ی ما از کلمه‌ی “هوشمند” در مکالمات روزمره‌ی خود استفاده می‌نماییم، تلفن همراه هوشمند، خودروی هوشمند، خانه‌ی هوشمند و حتی قراردادهای هوشمند. اما هوشمند (intelligent) در لغت به چه معناست؟ در دیکشنری کمبریج، این لغت اینگونه ترجمه شده است: “اگر این صفت به سیستم و یا نرم افزاری نسبت داده شود، به معنی طراحی شده با هدف تغییر و عکس العمل نشان دادن همانند انسان در شرایط مختلف است.” حال با این سؤال رو به رو می شویم که آیا می‌توان فریلنسینگ را به عنوان نحوه‌ی کار کردن هوشمندانه معرفی کرد؟

با ورود به پلتفرم‌های فریلنسینگ و برونسپاری و اقدام به ثبت پروژه، به سرعت متوجه می‌شوید که یکی از اصلی‌ترین تلاش‌های آن‌ها در جهت مکانیزه نمودن روند انجام وظایف مختلف یک شرکت، که بر پایه‌ی دانش و مهارت‌هایی که قابلیت دورکاری دارند متمرکز شده است و این وبسایت‌ها سعی می‌کنند تا ملزومات و شرایط انجام یک پروژه را به صورت خودکار پیش‌بینی نمایند. همچنین امکانات بسیاری در ادامه‌ی  مسیر پیشرفت فریلنسینگ قابل تصور است، برای مثال، ویش ورک در حال حاضر، مشغول به راه اندازی سیستمی خودکار، در جهت نظارت بر روند انجام پروژه، توسط فریلنسر ها است. پس بنابر تعریف بیان شده از intelligent، به این نتیجه می‌رسیم که فریلنسینگ، در جهت هوشمند سازی نحوه‌ی کار کردن قدم بر می‌دارد.

اما مسئله‌ی اصلی اینجاست که  فریلنسینگ تا چه اندازه می‌تواند به صرفه و سود آور باشد تا صاحبان کسب و کارها و شرکت‌های بزرگ را مجاب نماید تا وظایفی را که خارج از هسته ی اصلی کسب و کار آن ها است را به فریلنسر ها بسپارند؟

تأثیر فریلنسینگ و برونسپاری بر هزینه‌ی شرکت‌های بزرگ

فرض کنید که شما مدیر یک بخش از شرکتی بزرگ هستید که ۵۰ نفر در آن بخش مشغول به کار هستند. حال شرکت شما قصد دارد که کمپین تبلیغاتی سنگینی را برای ۶ ماه آینده برنامه‌ریزی کند و تمام دپارتمان‌ها را نیز برای این کمپین آماده نماید. در همین مسیر، منابع فراوانی، به جهت استخدام ۳۰ نفر کارمند جدید به شما اختصاص داده می‌شود. برای انجام این فعالیت، شما باید آگهی‌ها و اطلاعیه‌های استخدامی متعددی را، در پلتفرم‌های مختلف منتشر کنید. پس از آن می‌بایست سیل عظیمی از رزومه‌ها و درخواست‌ها را بررسی نمایید تا بتوانید افراد منتخب را برای مصاحبه به شرکت خود دعوت کنید. هنگامی که با تک تک این افراد منتخب، در مراحل مختلف مصاحبه نمودید، کارمندان مورد نظر خود را استخدام می‌کنید و وارد فرایند آموزش این افراد می‌شوید. پس از به اتمام رسیدن آن کمپین نیز، این احتمال وجود دارد که به تمام آن افراد جدید نیاز نداشته باشید و ممکن است وارد مراحل تعدیل نیرو گردید. همچنین، جالب است بدانید که بر اساس نتایج تحقیقی انجام شده توسط Center of American Progress، به طور متوسط، استخدام و آموزش هر کارمند، ۲۱ درصد از حقوق سالیانه‌ی آن کارمند هزینه در پی دارد، البته این مطلب برای مدیران ارشد و سطح بالا متفاوت است. همین‌طور به تبع آن، زمان و انرژی فراوانی از آن بخش برای برنامه ریزی و اجرای فرایند استخدام صرف می‌گردد.

با توجه به این سناریو، برای برگزاری یک کمپین که نیاز به کار بیش از معمول دارد، و قرار نیست به صورت مداوم اتفاق بیفتد، صرف هزینه و انرژی زیاد برای استخدام تعدادی کارمند به صرفه نیست. و اما راه حل جایگزین چه خواهد بود:

فریلنسینگ در این گونه شرایط، می‌تواند راه حلی بسیار مناسب و مفید برای انجام وظایف موقتی، دوره‌ای و اصولا هر کاری را که بتوان برونسپاری نمود، به حساب آید. با روی آوردن به فریلنسینگ، دیگر نگرانی از بابت مشکلات استخدامی، هزینه‌های ثابت و  سخت‌افزاری برای کارمندان از بین خواهد رفت. در واقع نیروی دور کار، فقط دستمزد آن پروزه را دریافت می‌کند و دیگر مخارج یک کارمند تمام وقت متوجه او نخواهد شد. همچنین می‌توانید یک وظیفه را بین چند فریلنسر تقسیم نمایید و به دلیل اینکه آن ها به صورت موازی با یکدیگر فعالیت‌ها را پیش می‌برند، زمان انجام وظایف نیز بسیار کوتاه‌تر خواهد شد (برای مثال، می‌توانید یک فعالیت ۶ روزه را به سه فعالیت ۲ روزه تقسیم کنید و به سه فریلنسر بسپارید، در نهایت، پس از ۲ روز، یک وظیفه‌ی ۶ روزه به پایان می‌رسد).

آیا فریلنسرها ارزش آفرین تر از کارمندان تمام‌وقت هستند؟

پاسخ این سوال را می‌توان در یک تحقیق جامع جست و جو نمود. آقای Andrew Burke، محقق و رئیس دانشگاه بیزینس ترینیتی، با تحقیق بر روی ۲۳ کسب و کار و مصاحبه با مدیران ارشد آن‌ها، که در حوزه‌های مختلف فعالیت می‌کردند و ارتباط زیادی با فریلنسینگ داشتند، به تحلیل تفاوت‌های بین فریلنسرها و کارمندان تمام وقت پرداخته است. نتایج بسیار جالب به دست آمده از این تحقیق به شرح زیر است.

شرکت‌هایی که در انجام کارهایشان از فریلنسینگ استفاده می‌کردند:

  • هزینه های ریسک و نوآوری خود را در سازمان خود کاهش دادند
  • مهارت‌های کارآفرینانه‌ی مدیریتی که در داخل سازمان قابل دستیابی نبودند و مانع تمرکز مدیریت عالی بر روی هسته‌ی اصلی کسب و کار می‌شدند تأمین می‌شدند
  • قابلیت این را داشتند که از مهارت‌های انسانی که در داخل سازمان یافت نمی‌شدند بهره ببرند، بدون آنکه کارمندان، تمرکز خود را از هسته‌ی اصلی کسب و کار از دست بدهند
  • چابکی و انعطاف‌پذیری در کسب و کار آن‌ها افزایش پیدا می‌کرد
  • توانایی و امکان دگرگونی در کسب و کار برای شرکت‌های بزرگ مسجل می‌شد

تأثیر استفاده از فریلنسر ها

تأثیر استفاده از فریلنسر ها

به طور کلی، با استفاده از فریلنسینگ، قابلیت انعاف‌پذیری افزایش پیدا می‌کند، زیرا فریلنسرها، محدود به یکسری از عادت‌های خاص نیستند. خلاقیت افزایش پیدا می‌کند، زیرا برگ برنده و لازمه‌ی رقابت آن‌ها خلاقیت است. ریسک کاهش پیدا می‌کند، زیرا دو مورد قبلی مستقیما بر روی مدیریت و کنترل ریسک تأثیر می‌گذارند.

مهمتر از همه‌ی این‌ها، فریلنسرها تعهد لازم برای انجام کارهای خود را دارند، زیرا افزایش دستمزد و ابزار جلب اعتماد کارفرمایان، در گرو رضایت آن‌هاست. تمام کارها و نظرات کارفرمایان در رزومه‌ی این فریلنسرها نمایش داده می‌شود و به همین دلیل این افراد برای رضایت کارفرمایان تلاش دو چندان می‌نمایند.

در مقابل نیز، کارمندان تمام‌وقت به انجام یکسری وظایف از پیش تعیین شده و روتین می‌پردازند که تغییر را برای آن‌ها دشوار می‌سازد و در نتیجه شرایط بحرانی، برای این دسته از افراد مشکل ساز است.

کلام آخر

یکی از بارزترین خصلت‌های انسانی این است که در مقابل تغییر از خود مقاومت نشان می‌دهد. او در اکثر مواقع ترجیح می‌دهد که بر اساس عادت‌های خود عمل کند و از جایگزینی رفتارهای قدیمی بپرهیزد. اما باید در نظر داشت که پیشرفت بشر، همواره در نتیجه‌ی تغییر و ایستادن در مقابل عادت‌های قدیمی رخ می‌دهد. به خاطر داشته باشید  که همواره  افرادی وجود دارند که از تغییر هراسانند و با هر پدیده‌ی جدیدی مقابله می‌کنند. اما این نکته حائز اهمیت است که اگر هر چه سریعتر با تکنولوژی‌های جدید همگام شوید، استفاده از آن‌ها برای شما راحت‌تر خواهد بود و می‌توانید از کسانی که در برابر این تغییر مقاومت می‌کنند، سبقت بگیرید. جالب است بدانید که بر اساس تحقیق انجام شده توسط وب سایت Upwork، مشخص شده است که ۳۵ درصد از نیروی کار آمریکایی، به فریلنسینگ مشغول هستند و رشد این دسته از نیروی کار، سه برابر سرعت رشد کل نیروی کار این کشور است و به نظر می‌آید آینده ی روشنی در افق این سبک از انجام کار مشاهده می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید