تأیید و تمایل به تأییدگرایی که سخت در عادات و خرد رایج ما جا افتاده است، می‌تواند بسیار خطرآفرین باشد. در چند سال اخیر که مفاهیم استارتاپ ها و کسب‌وکارهای نوپا بسیار رایج شده اند، در صورتی که از این خطاها چشم‌پوشی شود، عواقب سختی در انتظار خواهند بود.

بسیاری از مردم، گزاره‌ی “کمابیش اکثر شرکت‌های موفق توسط دانشجویان دانشگاه شریف تاسیس شده‌اند” را با گزاره‌ی “کمابیش اکثر دانشجویان دانشگاه شریف شرکت های موفقی تاسیس می‌کنند” جا‌به‌جا می‌گیرند. فرض کنیم گزاره‌ی دوم صحیح باشد. در این صورت ما باید شاهد سالیانه هزاران کسب‌وکار موفق در سطح کشور باشیم در شرایطی که اینچنین نیست و تعداد کسب‌وکار های نوپای موفق در سطح کشور به ۱۰۰۰ عدد هم نمی‌رسد. همانطور که مشخص است، این خطای ناآگاهانه موجب می‌شود احتمال موفق دانستن یک دانشجو را به میزان قابل توجهی دست بالا بگیریم. این اتفاقی است که آن را “مغلطه ی دوسره” (Round-trip fallacy) می‌نامیم چرا که این دو گزاره همجای گزین نیستند.

در بسیاری از موارد این انواع مغلطه و در نتیجه‌ی آن گرایه‌ها (biases)، می‌تواند آسیب های جبران ناپذیری را سبب شوند و بسیاری از کسب‌وکار ها را به دره‌ی سقوط بکشانند.

گرایه تاییدجویی

گرایه تأیید جویی

شمارش تا سه

گرایش طبیعی ما به تأییدجویی، موضوع بررسی دانشمندان رشته‌ی شناخت است. آن‌ها این آسیب پذیری ما را در برابر خطای تأیید، گرایه‌ی تأیید (confirmation bias) می‌خوانند.به عنوان مثال، برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که مردم تنها بر افراد موفق باریک می‌شوند و به شنیدن داستان‌های شکست علاقه‌ای ندارند.

پیتر واسون آزمایش روانشانسی را برای بررسی این پدیده انجام داده است. او رشته‌ی سه عددی ۲،۴،۶ را به چند تن داد و از آن‌ها خواست قاعده‌ی زاینده‌ی این رشته را پیدا کنند. روش آزمایش این بود که آزمایش شونده هربار رشته‌ای سه عددی را بر زبان بیاورد و آزمایشگر بگوید آیا آن رشته از قاعده‌ی مورد نظر پیروی می‌کند یا نه، تا آن‌گاه که آزمون‌شونده یقین کند پاسخ را یافته است. پاسخ صحیح این بود: “اعدادی فزاینده”، و نه چیز دیگر. (نه فیبوناچی، نه اعداد زوج، نه اعداد طبیعی) تنها چند تن توانستند پاسخ درست بدهند. برای یافتن پاسخ صحیح، آنها می‌بایستی رشته اعدادی کاهنده می‌گفتند (تا آزمایشگر بگوید نه). واسون دریافت آزمایش شوندگان فرضیه‌ای در ذهن دارند، ولی به جای آنکه بکوشند ببینند آیا رشته اعدادی هست که فرضیه‌ی ایشان را ابطال کند، آنان پیوسته اعدادی در تأیید فرضیه‌ی خود اعلام می‌کردند. آزمایش شوندگان، با پافشاری، می‌کوشیدند آنچه را که خودشان ساخته بودند به اثبات برسانند.

تحقیقات برای تاییدگرایی

همه‌ی ما با این مفهوم آشنا هستیم که قبل از شروع کسب‌وکار، به تحقیقات بازاریابی بپردازیم. دانستن تعداد مشتریان هدف ما  و یا میزان جذابیت بازار، از مفاهیمی است که در تحقیقات بازاریابی به آن پرداخته می‌شود. اما نکته‌ی حائز اهمیت این است که این تحقیقات چگونه صورت می‌پذیرند. راب فیتزپاتریک در کتاب خود که تحت عنوان “تست مامان” منتشر شده است، بیان می‌دارد که یادگیری از افراد، بدون وجود گرایه‌ها، مسئله‌ای بسیار حیاتی برای کسب‌وکارها به حساب می‌آید. مغلطه ها و درست دانستن گذاره‌هایی که از فرض درست به نتیجه‌ی غلط می‌انجامند، در صورتی که به آن‌ها پرداخته نشود، می‌تواند باعث تصمیم گیری های اشتباه و در نتیجه خطاهای سهمگین و جبران ناپذیر گردد.

پیش گیری بهتر از درمان

مغلطه‌ها انواع مختلفی دارند. استدلال بر اساس مغلطه (Argument from fallacy)، ‌مغلطه‌ی نرخ پَسْت (Base rate fallacy) و مغلطه‌ی مرد ماسک زده (Masked-man fallacy) انواعی از این نوع مغلطه ها هستند که خارج از موضوع مورد بحث این مقاله می‌باشند.

اما اتفاق جالب توجه این است که خیلی از مغلطه ها منشا گرایه‌ها هستند. برای مثال شما تنها بر کسانی که چشم آبی دارند متمرکز می‌شوید و به نظرتان بنابر مشاهداتتان تعداد این افراد بیشتر از باقی افراد است و به این توجه نمی‌کنید که شاید کمبود اطلاعات، مسبب این نتیجه گیری بوده است (مغلطه‌ی استدلال استقرایی). و اتفاق سهمگین تر این است که شما به دنبال تایید مدعای خود خواهید بود و نه تکذیب آن و این می‌تواند منجر به اتفاقات جبران ناپذیرتری گردد. شاید بهتر باشد تا زمان بیشتری را برای آشنایی با این مفاهیم صرف کنیم تا از نتیجه گیری های ناصحیح بپرهیزیم.

کلام آخر

استدلال، تقویت گزاره و یا تضعیف آن، از جمله پدیده‌هایی است که ما در روزمره‌ی خود به صورت خودآگاه و یا ناخودآگاه به آن می‌پردازیم. زمانی که شما در تلاش برای افزایش حقوق خود هستید و یا زمانی که می‌خواهید موضوعی را به شخصی تفهیم کنید و یا در رابطه با مسئله‌ای اجتماعی فرضیه و یا گزاره‌ای ارائه دهید، در واقع در حال استدلال نمودن می‌باشید. هرچه توانایی انسان در این امر بیشتر و والاتر باشد، نتایج به دست آمده گسترده‌تر خواهند بود.

دیدگاهتان را بنویسید