قرارداد رابطه محور (relational contract)، نوعی از قرارداد است که بر پایه‌ی اعتماد بین طرفین قرارداد بنا می گردد.

تئوری قرارداد رابطه محور که توسط یان رودریک مکنیل و استوارت مکائولی، متخصصان حقوقی در ایالات متحده آمریکا، ارائه شده است، قراردادها را نه با نگاه معاملات گسسته، بلکه با نگاه رابطه‌گرایی می‌نگرد.

شرکت ها در گذشته از قراردادها برای محافظت در برابر عواقب احتمالی سوء استفاده‌ی یک طرف معامله از قدرت خود در جهت برآورده کردن نیازها و خواسته های خود استفاده می‌کردند. به عنوان مثال با پایین آمدن قیمت و یا تغییر تقاضا چه اتفاقاتی برای قرارداد بین دوطرف می‌افتد. اقتصاددانان به این قبیل مشکلات، مشکلات مانعی (hold up problems) و یا تعهدی (commitment problems) می‌گویند. ترس از اینکه یک طرف قرارداد، مشکلاتی را به طرف دیگر تحمیل کند و مانع استفاده‌ی طرف دیگر گردد، از این نوع مشکلات محسوب می‌شوند. اما حقیقت این است که با وجود تلاش بسیاری از شرکت ها برای پیش بینی تمام سناریو‌های احتمالی تقریباً تمامی قرارداد ها از مشکل وجود ابهام، رخنه و غفلت رنج می‌برند.

قراردادهای تعهدی و مانعی

تحقیقات اخیر که توسط الیور هارت، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۶ انجام شده، پیش بینی کرده است که شرکت ها، سرمایه گذاری های تحریف شده‌ای را انجام می‌دهند که منجر به نتایج ضعیف می‌گردد. برای مثال استفاده از چند طراح به جای یک طراح به دلیل عدم اطمینان، و نه از روی نیاز، تنها هزینه‌ها را بسیار افزایش می‌دهد و منجر به خروجی بهتری نمی‌گردد.

راهبر جدید

در همان حال که الیور هارت بر روی مشکلات قراردادها از منظر اقتصادی متمرکز بود، محققان دانشگاه تنسی (University of Tennessee) در حال کار برروی راهبرد جدیدی بودند که به شرکت‌ها در بستن قرارداد سالم تر و پایدارتر کمک کند. تلاش های آنها منجر به دستیابی روشی مسلم برای ایجاد قراردادهای رابطه محور گردید. فرآیندی که بر پایه‌ی شراکت ذهنی و پاسخ به سوال “برای من دارای چه مزیتی است؟” بنا شده است. دلیل ذکر شدن لغت مسلم این است که دو طرف قرارداد علاقه‌ی قطعی و مسلمی به موفقیت یکدیگر دارند. قراردادهای نوشته شده که از لحاظ قانونی قابل استناد می‌باشند (که به همین دلیل آن‌ها را رسمی می‌نامیم)، شامل اجزای بسیاری از قراردادهای سنتی می‌باشند، اما آن‌ها همچنین شامل ساختارهای رابطه محوری مانند چشم‌انداز مشترک، راهنمای اصول، و ساختارهای مستحکم حاکمیتی برای هماهنگ کردن انتظارات و منافع طرفین می‌باشند.

قراردادهای رابطه محوری که بر طرفین قرارداد برای تصمیم‌گیری بنابر علاقه ی شخصی متقابل تکیه کنند، چیز تازه‌ای نبود. مزیت ارتباط و قرارداد غیر رسمی دهه ها مورد مطالعه قرار گرفته بود. دانشمندان حقوقی استوارت مکائولی و یان مکینیل در دهه ۱۹۶۰ حمایت‌کنندگان اولیه‌ی این نوع قرارداد بودند.

احتمالا بدون تعجب، بسیاری از شرکت ها و مشاوران حقوقی آنها بطور خاص با این نوع قرارداد غیر رسمی نا آرامی و عدم آسایش خاطر را تجربه کرده اند، بالخصوص زمانی که ارزش سهام شرکت بالاست. در حقیقت، بسیاری از شرکت‌ها براین باورند که حتی در مدل هایی که این نوع قرارداد جواب داده‌است، مانند قرارداد نیسان و تویوتا برای تامین خدمات، سرمایه را بالا می برد و انعطاف پذیری را محدود می کند. قرارداد رابطه ای رسمی این نواقص را برطرف می کند.

اختلاف زمانی پیش می‌آید که یکی از دو طرف، خروجی مورد انتظار خود را دریافت نمی کند.

 

زمانی که شرکت Dell و FedEx ( شرکت Dell از برترین کمپانی های کامپیوتری و FedEx یک شرکت بزرگ انتقال پستی است.) به نقطه‌ی شکست رسیدند، به صورتی که خواسته هایشان ارضا نمی‌شد، تصمیم گرفتند تا قرارداد موجود خود را کنار بگذارند و یک قرارداد رسمی که خروجی های مورد انتظار را به صورت شاخص مشخص می‌کند تدوین کنند. همچنین تصمیم گرفتند تا مدیریت رابطه محوری را در سطح عملیات، مدیریت و اجرا مشخص نمایند. در دوسال اول، هردو شرکت Dell و FedEx توانستند هزینه‌های خود تا ۴۲ درصد کاهش دهند و همچنین ضایعات خود را در حدود ۶۷ درصد کاهش دهند. هر دو شرکت در حال حاضر این راهبر قراردادی را به عنوان بهترین عملکرد (best practice) در نظر دارند و در قرارداد های دیگر خود نیز اعمال می‌کنند.

استفاده در عمل

قبل از ورود سریع برای نوشتن یک قرارداد رسمی رابطه محور برای یک روند، لازم است شرکت‌ها مشخص کنند که آیا این فرایند برایشان صحیح است یا خیر. بعضی از روابط، مانند آنهایی که شامل خرید وسایل و کالاها و یا سرویس‌ها هستند، فی‌الواقع همراه با پرداخت پول (transactional) بوده و تنها نیاز به قرارداد سنتی دارند. اما بسیاری از شرکت‌ها نیاز به یک رابطه‌ی طولانی مدت و پیچیده داشته که قراردادهای رابطه محور بسیار به سود آنها می‌باشد. برای مثال شرکتی که محتوای خود را با هدف طولانی مدت، به فرد و یا شرکتی واگذار می‌کند، عملا وارد قرارداد رابطه محور می‌شود. محققان دانشگاه تنسی و همچنین الیور هارت، به این نتیجه رسیده‌اند که این فرآیند شامل ۵ مرحله‌ی اصلی می‌باشد که در ذیل به آنها اشاره خواهد شد.

قدم اول: قراردادن اساس ها

اصلی‌ترین هدف قدم اول، پایه گذاری بنیان هایی برای شراکت ذهنی است. هر دو طرف قرارداد باید تلاش آگاهانه ای را در جهت ایجاد محیطی برای خلق اعتماد و اطمینان انجام دهند. هر دو طرف باید در رابطه با انگیزه ی اصلی از عقد قرارداد، هدف‌های مشخص و نگرانی های خود صادق باشند. در صورتی که قرارداد قبلی آن ها منجر به بی اعتمادی و اختلاف شده است، باید صورت مسئله ی آن را باز نگه دارند و چرایی آن را بیابند و راهکار جلوگیری از آن را ایجاد کنند.

قدم دوم: ایجاد فضای به اشتراک گذاری اهداف و چشم انداز ها

برای حفظ انتظاراتی که همراه با محیطی پیچیده و درحال تغییر است، دو طرف ( نه فقط طرفی که دارای قدرت و توانایی بیشتر است.) نیاز دارند تا اهداف و چشم اندازهای خود را از این رابطه ی دوجانبه شرح دهند.

قدم سوم: استفاده از یک اصول راهنما

تضاد منافع و اختلاف زمانی اتفاق می‌افتد که یکی از طرفین احساس کند در حق او ناعدالتی شده است. احتمال رخداد این اتفاق نیز بیشینه خواهد بود. زمانی که بسیاری از اتفاقات ناشناخته در انتظار دو طرف باشد و آینده برای هر دو در زمان امضای قرارداد مبهم باشد. در گام سوم، طرفین متعهد می‌گردند تا ۶ اصل راهنما را اجرا کنند. این اصول مانع از حرکت های فرصت طلبانه ی تنها یک طرف قرارداد خواهد شد.

این ۶ اصل عبارت از تعامل، استقلال، صداقت، وفاداری، برابری و امانت داری می‌باشند. شاید به نظر برسند که این ۶ اصل قدرت اجرایی نداشته و تنها مفاهیم انتزاعی هستند. برخلاف تصور، این ۶ اصل قابل تعریف بوده و حتی در مجامع بین‌المللی بار قانونی دارند. به عنوان مثال، دادگاه عالی کانادا اخیراً پرونده‌ای را مورد بررسی قرار داده بود که در آن یک شرکت زیر مجموعه‌ی هرمی اذعان می‌داشت شرکت بالا با او منصفانه برخورد نمی‌کند. و این قدرت قرارداد رابطه محور را نشان می‌دهد. همچنین تعداد کمی از شرکت ها می‌خواهند برای یک دادگاه گران قیمت و یک پروسه طولانی مانند آنچه در کشور ما نیز مرسوم است تنها به سبب نقض این اصول راهنما ریسک نمایند. بنابراین قرارداد عملاً جنبه‌ی بازدارندگی در برابر رفتارهای غیر مولد خواهد داشت.

قدم چهارم: مشخص نمودن انتظارات و علایق

شفافیت یکی از رکن‌های مهم در قرارداد رابطه محور می‌باشد. همانطور که در قدم دوم، بیان اهداف و چشم انداز اهمیت دارد، شفاف سازی مسائلی از قبیل مسئولیت ها، قیمت گذاری ها و روش‌های اندازه گیری مطرح هستند. همچنین تمام این مسائل باید از اصول ۶ گانه‌ی ذکر شده در قدم سوم تبعیت نمایند تا بدین ترتیب با رویکرد صحیح و ذهن مثبت با مشکلات برخورد شود. بدین ترتیب توسعه‌ی قرارداد تبدیل به یک حالت صورت مسئله و راه حل می‌گردد به جای اینکه به یک رقابت منجر شود.

قدم پنجم: تداوم هماهنگی

در این مرحله، طرفین قرارداد به سوی مسیری فراتر از شرایط توافق‌نامه حرکت می‌کنند و با ایجاد مکانیزم های حاکمیتی که قابل اجرا باشد، در مسیر تداوم هماهنگی می‌کوشند. این مکانیزم ها به طور رسمی در قرارداد درج می‌شوند تا از ابهام جلوگیری شود و همچنین مرجعی برای طرفین قرارداد باشد.

کلام آخر

قراردادهای رابطه محور هیچگاه به صورت کامل جای قرارداد های سنتی را نخواهند گرفت و همینطور نبایند بگیرند. قرارداد های رابطه محور برای مواردی که به انعطاف پذیری و همکاری نیاز است بسیار پرکاربرد می‌باشند. در وبسایت ویش ورک تلاش براین بوده است تا با استفاده از فواید قراردادهای رابطه محور، انعطاف پذیری دو طرف قرارداد افزایش یابد. فریلنسر و کارفرما در قراردادهای خود، همانطور که پایبند به اصول قراردادی و ۶ اصل راهنمای قرارداد هستند، در تلاش برای ایجاد یک محیط برنده-برنده خواهند بود. این بستر به واسطه‌ی قرارداد دو طرفه‌ای که در ویش ورک تهیه شده است با درنظر گرفتن منافع دو سوی قرارداد، مهیا گشته است.

دیدگاهتان را بنویسید