شناخت فریلنسینگ با نگاهی عمیق‌تر

شناخت فریلنسینگ با نگاهی عمیق‌تر

با گسترش تکنولوژی، فریلنسینگ از جمله مفاهیمی است که در دهه‌ی اخیر کاربرد یافته و منجر به پدید آمدن شیوه‌ی تازه‌ای از نحوه‌ی کار کردن گشته است

شناخت فریلنسینگ با نگاهی عمیق‌تر

فریلنسینگ، یا دورکاری، از جمله مفاهیمی است که در دهه‌ی اخیر کاربرد آن گسترش یافته و رشد آن موجب گشته است تا مفاهیمی دیگر، مانند اقتصاد گیگ یا گیگ اکونومی، مطرح گردند. در کشورهای توسعه‌یافته، این مفهوم با سرعتی بسیار در حال بسط بوده، و موجب گشته است تا دولت‌ها و افراد متعدد، نگاه ویژه‌تری را به این مفهوم و عوامل وابسته به آن معطوف کنند.

واژه شناسی

برای شناخت عمیق این مسئله‌ی جامع شناختی ابتدا لازم است تا بتوانیم به کمک ریشه‌شناسی، از لغت فریلنسینگ یا “freelancing” ، تعبیر معنایی صحیحی داشته باشیم. در جوامع دیرینه، فریلنسر شخص ذی‌صلاح مسلّحی بوده، که توانایی نظامی بالایی داشته است. این فرد به استخدام هر هنگ یا شخصی که مبلغ بیشتری به او پرداخت می‌نمود در ‌آمده، و در جبهه‌ی آن شخص یا گروه به نبرد می‌پرداخته است. این واژه، کاربرد خود را تا مدت‌ها از دست داده بود، لیکن بعد از انقلاب صنعت IT، دوباره احیا گردید. در حال حاضر، این مفهوم اشاره به افرادی دارد که در حوزه‌های خاصی، تخصصی منحصر به‌فرد را ارائه می‌کنند.

همه گیری

مانند برخی از واژگان دیگر، دلیلی که سبب شد تا فریلنسینگ به صورت جامعی در خرد رایج بر سر زبان‌ها بیافتد، نیازمندی بود. شرکت‌های نو، برای افزایش چابکی، خلاقیت و انعطاف سازمان در عوض استخدام یک فرد متخصص، روی به برون‌سپاری به این متخصصان آورده‌اند. اصلی‌ترین علت این امر، کاهش هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم سازمانی بود. به موجب عصر جدید و نرخ تغییرات بالا، شرکت‌ها دیگر نیازی به نیروی طولانی مدت و تمام‌وقت نداشته، و در عوض ترجیح می‌دادند تا تخصص بالاتری را در مدت زمان محدود در دسترس داشته باشند. از همین رو، شرکت‌های نوپای درحال رشد، بر کاهش تعداد نیروی متمرکز خود اهتمام داشتند. برای مثال، شرکت اینستاگرام زمانی که توسط شرکت فیس بوک به میزان ۱ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری شد، تنها ۱۳ عضو داشت و ترجیح آن‌ها بر این بود تا خدمات حاشیه‌ای، که مستقل از هسته‌ی اصلی کسب‌وکار آن‌ها به حساب می‌آمدند، را از شرکت و متخصصانی که خارج از سازمان آن‌ها بودند فرا بگیرند. از طرف دیگر، هنگامی که برون‌سپاری اتفاق می‌افتد، هزینه‌‌های دیگر مانند هزینه‌های مکانی و بیمه بی‌معنی خواهند بود. به همین جهت، باوجود افزایش پرداختی به فریلنسرها و شرکت‌ها، همچنان هزینه‌ها کاهش می‌یافت. تمامی این اتفاقات منجر به شکل‌گیری این زیست‌بوم گردید و شرکت‌ها به این نتیجه رسیدند تا فعالیت‌هایی را که در راستای هسته‌ی اصلی کسب‌وکار به انجام می‌رسند را به متخصصان خارج از سازمان بسپارند.

تأثیر تکنولوژی بر گسترش فریلنسینگ

تأثیر تکنولوژی بر گسترش فریلنسینگ

رفتار شناسی

شکل‌گیری این زیست‌بوم، همبستگی بالایی نسبت به زیست‌بوم بزرگ دیگری یعنی استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های نوپا با رشد سریع داشت. منوط بر این موضوع، از لحاظ رفتارشناسی نیز همبستگی بالایی بین این دو جامعه مشاهده می‌شود. از لحاظ تئوری رفتار و اقدام برنامه‌ریزی شده (TPB)، همبستگی رفتاری بالایی میان فریلنسرها و کارآفرینان مشاهده می‌گردد. در مقاله‌ای  تحت عنوان فریلنسر، کارآفرین در پوششی دیگر، به این موضوع بیشتر پرداخته شده است. از همین رو، احتمال موفقیت فریلنسرهایی که آمادگی برای یادگیری بالاتر و تطبیق‌پذیری بیشتری با تغییر را دارا بودند، افزایش می‌یافت. 

تئوری رفتار و اقدام برنامه‌ریزی شده

تئوری رفتار و اقدام برنامه‌ریزی شده

اقتصاد گیگ

تحلیل‌های اقتصادی با دو فرض اصلی قابل انجام هستند، پویایی و ایستایی. در تحلیل‌های اقتصادی ایستا، فرض بر استقلال شرایط از زمان است؛ در صورتی که در تحلیل‌های پویا، زمان یک بازیگر مهم محسوب می‌گردد. همانطور که ذکر شد، یکی از علل روی آوردن شرکت‌ها به برون‌سپاری و فریلنسرها، میزان تغییرات بالا در زمان است. در عصر نو، سرعت تحول و دگرگونی به میزان قابل توجهی بالاست. اگر ابرشرکت‌های فعلی را بررسی نماییم، مشاهده می‌کنیم که خیلی از آن‌ها عمری کمتر از ۱۰ سال را سپری کرده‌اند. همین موضوع علتی است تا تحلیل بر مبنای پویایی اقتصاد اهمیت بیشتری بیابد. در این اقتصاد، هیچ‌چیز از قطعیت برخوردار نیست و ممکن است تمامی مفروضات در تنها لحظه‌ای تغییر کنند. بر این اساس، واژه‌ی اقتصاد گیگ کاربرد وسیع‌تری پیدا نموده، و از فریلنسرها به عنوان بازیگران اصلی اقتصاد مدرن یاد شود.

صنایع برتری که از فریلنسینگ بهره می‌برند

صنایع برتری که از نگاه Indeed از فریلنسینگ بهره می‌برند