شاخص‌های ارزیابی پروژه‌‌های بازاریابی

شاخص‌های ارزیابی پروژه‌‌های بازاریابی

در این مقاله به بررسی شاخص‌های تعیین کیفیت یک پروژه بازاریابی می‌پردازیم

شاخص‌های ارزیابی پروژه‌‌های بازاریابی

ارزیابی بسیاری از پروژه‌های بازاریابی، به دلیل داشتن نتایج کیفی، به سادگی اتفاق نخواهند افتاد و برای بررسی نتایج پروژه‌های بازاریابی باید بر معیارهای تخصصی متعددی تسلط داشت. آگاهی از معیارها و شاخص‌های ارزیابی پروژه‌های بازاریابی، به ما این توان را می‌دهد تا بتوانیم قضاوت و بررسی درستی از سطح کیفیی نتایج و خروجی‌های یک پروژه‌ی بازاریابی داشته باشیم. همچنین با دانستن این معیار‌ها می‌توان به راحتی ارزش موارد تحویل داده شده توسط فریلنسر در یک پروژه‌ی برون‌سپاری شده را مورد نقد و بررسی قرار داد. در این مقاله به بررسی این معیار‌ها و شاخص‌ها خواهیم پرداخت.

مشخص کردن شاخص کلیدی عملکرد

هنگام تعریف پروژه، شما می‌توانید مشخص کنید که شاخص عملکردی اصلی شما، آن‌چه که سبب شده است این پروژه را تعریف کنید، چیست. برای مثال شاخص عملکردی شما ممکن است افزایش فروش در یک بازه‌ی سه ماهه باشد. این افزایش باید مشخص و قابل اندازه‌گیری باشد. به عنوان مثال، افزایش ۱۲۰ درصدی فروش کفش در اینستاگرام در مدت دو ماه یا افزایش ترافیک وب‌سایت به اندازه‌ی ۲۰۰ درصد و افزایش عملیات خرید به میزان ۴۰ درصد در مدت ۶ ماه، می‌تواند یک پروژه‌ی خوش تعریف محسوب گردد. در واقع، شما این‌گونه خروجی مد نظر خود را مشخص می‌کنید و فریلنسر یا شرکت متخصص، تمرکز خود را برروی توابعی که می‌توانند این خواسته را برای شما برآورده سازند (در صورتی که مقدور باشد) خواهد گذاشت. در صورتی که تمایل دارید اطلاعات بیشتری در این باره کسب کنید به مقاله‌ی نکاتی در برون‌سپاری پروژه‌های بازاریابی مراجعه فرمایید.

مشخص‌کردن جنس توابع

شما می‌توانید علاوه بر تعریف شاخص کلیدی عملکرد (KPI) یا اهداف و نتایج کلیدی (OKR)، ابزارها را نیز مشخص کنید. هرچند که اینکار توصیه نمی‌شود، چرا که خلاقیت متخصص بازاریابی را کاهش خواهد داد. اما در صورتی که ابزارهای متخصصی که برنامه‌ی بازاریابی شما را تدوین یا پیاده‌سازی می‌کند را محدود کنید، متخصص بازاریابی باید به صورت متمرکز‌تری برنامه‌ی خود را تدوین کند. علاوه بر آن، سبب می‌شود تا هزینه‌ی خلاقیت نیز کاهش پیاده کند و تمرکز بر روی خروجی بیشتر گردد. به عنوان مثال شما قصد دارید تا رتبه‌ی وب‌سایت شما در الکسا بهبود یابد و متخصصی را بابت اینکار به صورت پروژه‌ای استخدام می‌کنید. همانطور که مشخص است شاخص کلیدی شما از حالت کلی خارج شده، و می‌دانید که به چه وسیله‌ای می‌توانید کسب‌وکار خود را بهبود ببخشید. بنابراین فریلنسر بازاریاب تنها باید تمرکز خود را بر راهکارهای این موضوع معطوف نماید، نه اتفاقی مانند افزایش فروش که در بالا ذکر شد.

عملی کردن برنامه‌ها و بازخورد

برنامه‌های بازاریابی و استفاده از ابزارهای دیجیتال برای محقق ساختن شاخص‌های کلیدی، در صورتی که جامه‌ی عمل به خود نپوشانند، منفعتی برای کسب‌و‌کار شما به دنبال نخواهند داشت. وابسته‌سازی بخشی از دستمزد فریلنسر بازاریاب به بازخورد عملکرد برنامه‌های ارائه شده توسط ایشان، می‌تواند باعث ایجاد انگیزه برای عملی نمودن این برنامه‌ها گردد. از این رو، یک پروژه‌ی حرفه‌ای در حوزه‌ی بازاریابی به نحوی تعریف می‌شود که بعد از رسیدن به نتایج مورد نظر، دستمزد فریلنسر بازاریاب به ایشان پرداخت شود. برای مثال، هنگامی که می‌خواهید از بین پیشنهاد‌هایی که برای انجام پروژه‌ی بازاریابی شما ارائه شده است، یکی را انتخاب کنید، پیشنهادی که در آن ۳۰ درصد دستمزد پروژه (فرضاً ۳۰۰ هزار تومان) جهت تدوین برنامه و ۷۰ درصد آن ( یعنی ۷۰۰ هزار تومان) بعد از عملی شدن برنامه‌ها به فریلنسر پرداخت شود، پیشنهاد مطلوبی خواهد بود. حتی می‌توان در صورت رسیدن به یک مقدار مشخص به فریلنسر بازاریاب مبلغی تحت عنوان پاداش پرداخت شود. برای مثال در صورتی که ۳۰۰ کاربر ثبت نام کردند ۱ میلیون تومان و در صورتی که بیش از ۳۰۰ کاربر ثبت‌نام کردند، به ازای هر ۲۰ ثبت‌نام مبلغ ۱۰۰ هزار تومان به عنوان پاداش به شرکت یا فریلنسر بازاریاب پرداخت شود.